تبلیغات
❤MY LOVE SONIC❤ - مطالب ñ¥k¥§å Ðöñövåñ
نیمه تاریک یک رویا(قسمت سوم)
بروید ادامه(شوت شید).........................

ادامه مطلب

[ شنبه 27 خرداد 1396 ] [ 10:22 بعد از ظهر ] [ ñ¥k¥§å Ðöñövåñ ] [ بگو بگو:/ () ]
نمیدونم://///
سلام دوستان امیدوارم خوب باشید
خوب همتون میدونید امتحانا نزدیکه و من فعلا نمیتونم بیام آخه این ترمو گند زدم و مجبورم اینقدر
بخونم تا بتونم جبران کنم تابستون برمیگردم شایدم دیگه برنگشتم نمیدونم.... ولی اگه برگشتم یه
فکرایی تو سرمه(ایده های جدید یاه یاه یاه یاه)
خوب بای 

[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 ] [ 04:57 بعد از ظهر ] [ ñ¥k¥§å Ðöñövåñ ] [ نظرات () ]
نیمه تاریک یک رویا(قسمت دوم)
سلام بر دوستان گلم
عنوان رو که خوندی پس حمله کن

ادامه مطلب

[ پنجشنبه 17 فروردین 1396 ] [ 02:00 بعد از ظهر ] [ ñ¥k¥§å Ðöñövåñ ] [ نظرات () ]
نیمه تاریک یک رویا(قسمت اول)
سیلاااااام
بله من به قولم وفا کردم و داستانم رو هم گذاشتم
اینم بنر

بپرین ادامه

ادامه مطلب

[ دوشنبه 14 فروردین 1396 ] [ 03:46 بعد از ظهر ] [ ñ¥k¥§å Ðöñövåñ ] [ نظرات () ]
داستان جدید
سلام بر نوگلان خوبید؟خوشید؟سلامتید؟
راستش آمده ام خلاصه و مشخصات داستانی که میخوام بزارم رو بدم
مشخصات:
نام:نیمه تاریک یک رویا
نویسنده:ویکتوریا آلبا(نیکیسا داناوان)
تاریخ شروع:1396/1/14
تعداد قسمت ها:دارای سه فصل 13 قسمته
شخصیت ها:خودم.آنسل.آمیتیس.شیرون.ویولت.آنجلا.نارنیاو......
 خلاصه و اتفاقات پیش از داستان:
خوب ویلسون ملقب به قاتل ارواح با یک نگاه میتونست هر موجود زنده ای رو بکشه
قاتل ارواح دارای یک الماس بود همون الماسی که بهش قدرت میده ولی یک روز الماس
ویلسون گم میشه و از اون طرف ویکتوریا وقتی 10 سالش میشه الماس و پیدا میکنه و وقتی بهش دست میزنه
الماس میشکنه و روی بازوی ویکتوریا عکس یک پروانه نقره ای و مشکی به وجود میاد
ولی ویلسون نیاز به الماسش داره و مجبور میشه ویکتوریا رو هیپنوتیزم کنه
ولی ویکتوریا به حالت
Crazy evil میرسه و برخلاف نقشه ویلسون.........
و در این ماجرا(که دنبال انتقامه) اسمشو از ویکتوریا به نیکیسا تغییر میده و با آنسل آشنا میشه و.......(بقیش تو داستان هست)
خوب تمومید فعلا بای
 بیوگرافیم هم تو صفحات جانبی هست برید بخونید.

[ شنبه 12 فروردین 1396 ] [ 06:25 بعد از ظهر ] [ ñ¥k¥§å Ðöñövåñ ] [ نظرات () ]
نویسنده دوم
سلام دوستان
نیکیسا هستم نویسنده دوم این وب
قرار بود خودم وب بزنم ولی نشد بنابردلایلی
شیرون لطف کرد من و نویسنده کرد
حالا تا وقتی که با میهن بلاگ اشنایی کامل پیدا کردم نویسنده ام
و شاید بعدا تو میهن بلاگ یه وب بزنم
امید وارم از مطالبم لذت ببرید(چه مودب شدم من:/)

[ جمعه 11 فروردین 1396 ] [ 03:30 بعد از ظهر ] [ ñ¥k¥§å Ðöñövåñ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب