تبلیغات
❤MY LOVE SONIC❤ - به سمت شروع(قسمت3وم)
به سمت شروع(قسمت3وم)
با سلااااااااااممممممممممم
خب
ahaaah onion head
عنوان رو که خوندی؟
حالا همون کاری رو که همیشه بعد از خوندن این عنوان میکنی بکن
زود باش
cheer3 onion head در کلبه.....
****************************************************************************************
توی کلبه 6 تا تخت خاک گرفته بود.
من: ایول دقیقا به تعداده!
cheer2 onion head
انجلا(ونوس): اره......ولی خیلیییییی کثیفه0__0
نارنیا: البته تمیز کردنشون خیلی راحته
congrats onion head
بعد دستش رو برد بالا و  تو یه چشم به هم زدن کل کلبه رو تمیز کرد.
همه:
oh onion head
نارنیا:relax1 onion head
من: خب مشکل حل شد؟
انجلا:حله چشاته
victory onion head
من: جان؟0___0
انجلا:هیچی بابا هیچی
yawn onion head
 نیم ساعت بعد....
همه خواب بودن که ناگهاننننننن.....
من: جیییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
help onion head(جیغ بنفش هم میتونم بکشم)
همه: چیههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟
رایلی: چته گلم؟
من: سوسکککککککککککککککککککک
سحر: وجدا از سوسک میترسی؟:|
ویولت: کجاست دقیقا؟:|
من: زیر تختممممممهههههه
نارنیا پرواز میکنه و میره زیر تخت رو نگاه میکنه
نارنیا: هیچی اینجا نیست
من: من مطمعنم که زیر تخت......
ویولت: جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
رایلی: باز تو چته؟
ویولت: سوسکه رو دیوارهههههههه
سحر: مگه توهم از سوسک میترسی؟0__0
ویولت: نه.....ولی یه دفعه اومد جلو چشم شوک بهم وارد شد
سحر: عجب....
نارنیا: ای فرار کرد رایلی! زیر پای توعه!
رایلی: ای خدا یه جا واستا لهت کنم دیگهههه
cockroach killer pink mouse
انجلا: الان شما دقیقا شبیه پت و مت شدین
ویولت: خخخخخخخخخخخ دقیقا
اون سوسک ک**** داشت میومد طرفم که...
جیزززززززززززززززززززززززززززززززززز
به صورت ناگهانی بدون اینکه از دستم اتیش بیرون بیاد سوسکه تبدیل به ذغال شد.
من:
hell yes onion headyessssssssss
سحر: یه دفعه چیشد؟
من: نمیدونم فقط تو ذهنم فکر کردم که اون سوسکه باید ذغال بشه و..... این اتفاق افتاد.
نارنیا: توهم مثل من کنترل ذهنی داری؟
من: فکر کنم.....
یه دفعه در کلبه از جاش کنده شد و صدای رعد و برق از بیرون شنیده میشد.
یه نفر جلو در بود.
پشت طرف دوتا چشم های سفید براق بودن.
انجلا: یا خدااااااااااااااا اینا کین دیگهههه؟؟؟
freezing onion head
طرف یه خنده موزیانه کرد و رفت عقب.
من: نارنیا.... این بابات نیست؟
نارنیا: فکر نکنم
دوتا روح از در اومدن تو و یه چیزی شبیه زنجیر پرت کردن طرف ما.
انجلا: یا حضرت موبیوس.... از ما چی میخواینننننن
سحر و نارنیا پرواز میکنن و نارنیا یه طرف و سحر یه طرف دیگه از زنجیر رو میگیرن و پرتش میکنن طرف رایلی رایلی زنجیر رو میگره و پرت میکنه طرف ویولت و ویولت هم پرتش میگوله طرف انجلا و انجلا هم طناب رو پرت میکنه طرف من.
ما همه زنجیر رو میگیریم و میندازیم دور روح ها و انقدر میکشیممممممممم تا میان تو خونه وقتی اومدن تو خونه هرکی با چند تا جن و روح مبارزه میکنه.
*************************************************************************************
یک ساعت بعد....
همه ی اونا رو شکست داده بودیم...
مثل بازمانده های جنگ دفاع مقدس افتاده بودیم رو تخت هامون.
رایلی: وایستین ببینممممممممممممممم
همه: چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رایلی: اون یارو کی بود!!؟
(یه دفعه صحنه میره تو جنگل)
ما درحال دوییدن بودیم تو جنگل که...
انجلا: بچه هاااااااااا
همه: چه شده؟
انجلا: اینجا یه رد قرمز.....شبیه خون.....هستتتت!!!
ویولت: هوم.....نظر کارشناسی میگه انجلا راست میگه
من: نظر کارشناسیت تو حلقمممممممممم
ویولت: نظر کارشناسی جان:| بیا برو تو حلق این
سحر: ای خون کی بید؟
رایلی: مسله این است
نارنیا: بریم دنبالش.......
ماهمینطور دنبال خون رفتیم و رفتیم و رفتیمممممممممم....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تا رد خون تموم شد.
ما رسیدیم به یه......



































پایان قسمت
سومlove kiss leaf
ببخشییییییییییییییدددددددددددددددددددددددد
خیلی خیلییییییییییییییی کم بودددددد:(
قول میدم زود زود بقیش رو بزارم
میدونین
من خودم عادت ندارم داستانام رو 5 خطی بنویسم(میتونید برید تو کانال هایی که لینکشون رو گذاشتم  داستان هام روببینید)
ولی الان وقت ندارم
با ارض پوزش
نظر هم اگه دوست داشتید بدید.
بااااای
victory sign leaf




برچسب ها: داستان ، به سمت شروع ،
[ شنبه 27 آذر 1395 ] [ 10:28 بعد از ظهر ] [ ❤ṧh☤я◎ᾔ❤ ] [ چطور بوددددددد؟؟؟ () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30