تبلیغات
❤MY LOVE SONIC❤ - به سمت شروع(قسمت 2وم)
به سمت شروع(قسمت 2وم)
قسمت دوم داسیتان رو اورددمممممcrazy monkey 001
بپرین تو حوضضضضضض(ادامه)

رفتیم و رفتیم و رفتیم......
_______________________________________________________________________
تو راه به یه چشمه برخوردیم.
ویولت: بچه ها نظرتون چیه یکم اینجا بمونیم بعد سفر رو ادامه بدیم؟
همه: باشهه!
هممون از ماشین پیاده شدیم و یه زیرانداز پهن کردیم روی چمن ها و روش نشستیم.
اونجا خیلی قشنگ بود

همین طور که اطراف رو نگاه میکردم دیدم انگار یه نفر پشت درختای اطراف بود.
میخواستم پاشم ببینم کیه که....
آنجلا(ونوس): شیرون یه لحظه بیا اینجا
رفتم پیشش دیدم داره با یه چیزی که نمیدونم چیبود ور میره و ویولت هم کنارش نشسته.
انجلا: به نظرت این چیه؟
من: چمیدونم؟:|
ویولت(سورا): رایلی یه دیقه بیا اینجا
رایلی:؟
انجلا: این چیه؟
رایلی: هومم.....این رو انگار قبلا تو اسباب بازی های رامیلا دیده بودم
ویولت: یعنی اسباب بازیه؟0_0
رایلی: نه بابا...
سحر: اهای شما چیچی پچ پچ میکنین؟
من: سحر و ناری بیاین اینجا!
سحر و نارنیا اومدن پیش ما.

نارنیا: عه من این رو قبلا دیدم!
من:کجا دیدیش؟
ناری: توی جنگل لایت:|
من: جنگل لایت باز کجاست؟
انجلا: جنگل شاین جنگل خوبی هاست و یه گردنبند توشه که جادوییه و هرکی خوشقلب و مهربون باشه اون گردنبند اون رو به عنوان ملکه ی  سرزمین شاین انتخاب میکنه و خیلی ها دنبال اون گردنبند هستن و جنگل لایت جنگل بدی هاست و روح ها جن ها سرباز جنگلش هستن و مفلیس به اونجا حکومت میکنه و هرکی بتونه مفلیس رو شکست بده ملکه ی هردو جنگل(همون سرزمین که نصفش وقتی مفلیس از بین بره معلوم میشه و جنگل تبدیل به سرزمین میشه)میشه.

من: امممم.....خیلی مفید بود اما همه خوابشون برده:|
همه:
انجلا: همههههههههههه پاشین ببینممممممممممممم
objection onion head(با فریاد)
من:
not listening onion head
همه: help onion head
انجلا:حقتونهhappy onion head
ویولت: خب حالا اینارو وللش این چیه؟
یدفعه رنگ اون چیز از ابی (مثل یه اهرم بود)به قرمز تعقیر کرد.
و از دست انجلا در رفت و روی هوا معلق شد.
همینطور که روی هوا بود تبدیل به یه
دختر شد.
ویولت: یا خدااا این دیگه کیهه؟
crying3 onion head

اون دختر شبیه یه موجود زنده نبود.
مثل روح بود.
یه پیراهن قرمز داشت که پایین لباسش مثل اتیش بود و پا نداشت(معلوم نبود زیر دامن:|)
یه خنده شیطانی کرد و یه گلوله ی قرمز درست کرد و به طرف ما پرت کرد.
......................................................................................................................................















پایان قسمت دوم
bye1 onion head
باااای


































کجا؟:|






نیا





















عه نیاااا























خخخخخ شوخی کردم.


چشمام رو که باز کردم دیدم تو یه جنگل تاریک و ترسناک هستم.
هیچکس دور و برم نبود.
پاشدم و بدو بدو جنگل رو گشتم...
یه دفعه چیشد؟
چرا اون دختر این کار رو با ما کرد؟
اصلا اون کی بوووود؟؟؟
همنطور که میدوییدم حس کردم یه نفر پشتمه...
برگشتم و یدفعه یه نفر دهنمو گرفت و پرتم کرد طرف دخت و یه چیزی شبیه به یخ گذاشت زیر گلوم.
طرف: تو کی هستی؟؟؟
از جون ما چیمیخوای؟؟؟
من: اقا من شیرونم تو کی هستیییییی؟؟؟
دهنمو ول کرد و گفت: عههه شیرون تویی؟ ببخشید نشناختمت اخه تو نارنجی هستی و اون دختره هم یجورایی...
من: عه رایلی توییی! بقیه کجان؟:(
رایلی: نمیدونم اون دختره با ما چیکار کرد؟
dong onion head
من: شبیه یه روح بود یا...
ghost red fox
یه چیز خیلی سریع از کنارمون رد شد.
من: اون چیبود؟
؟؟؟: دستاتون رو بیارید بالا.

رایلی: توکی؟
؟؟؟: من انجل.....به تو چه دستا تو بزار رو سرت
من: انجلا ؟ انجلا تویی؟
انجلا: بله و شما؟
من: شیرموز بیا اینجا ببینم-___-
انجلا میاد نزدیک تر و :
عهههه شمایید؟ بقیه کجان؟
رایلی: تو تفنگ برای چی باخودت اوردی؟-___-

انجلا: برای حفاظت
من: فعلا باید بقیه رو پیدا کنیم.
انجلا: فعلا که بقیه دارن مارو پیدا میکنن:|
من: ها؟:|
پشت سرمون سحر و ویولت بودن.
من: شما ها کجابودیییییین
سحر: ناکجا اباد:|
رایلی: نارنیا کجاست؟

ویولت: عه نارنیا نیست؟
سحر: با ما بود که
confused onion head
ناگهان نارنیا از اسمون به صورت عقابی میاد پایین:|
من: شرلوک کجا بودی تو:|

نارنیا: داشتم مناظر بالا رو که نداره نگاه میکردم:|whistling onion head
سحر: اوه اوه ساعت 1 شبه اما چقدر زودددد
whaaat2 onion head
من: اون دختره با ما چیکار کرد؟
ویولت: ما رو از ساعت  6صبح به ساعت 1 شب برد:|
انجلا: خخخخخ دقیقا

رایلی: بچه ها فکر کنم امشب باید اینجا بمونیم!
ویولت: دقیقا چرا؟:|
رایلی: چون جایی رو نداریم:|
سحر: هی اونجا یه کلبه هست
نارنیا: میتونیم امشب اونجا بمونیم
basket smiley

هممون به سمت کلبه راه افتادیم و اون شب توی کلبه موندیم .
در کلبه.....










 










پایان قسمت دوم
crazy monkey 031
چطور بود؟crazy monkey 003
بازم ببخشید کم بود این لپ تاب خودمه و درست شده و کیبوردش فارسیه
اما بازم کم گذاشتم:|
حتما ادامش رو به زودی میزارم
crazy monkey 033

برچسب ها: داستان ، به سمت شروع ،
[ پنجشنبه 25 آذر 1395 ] [ 04:14 بعد از ظهر ] [ ❤ṧh☤я◎ᾔ❤ ] [ چطور بود؟ :> () ]
آخرین مطالب